تبليغاتX
"كانون فلسفه وقرآن"

همایش «زن و نواندیشی دینی» 2 تیر 1387 حسینیه ارشاد

روزنامه کارگزاران 4 تیر 1387

از سخنرانان این همایش محسن كدیور عضو هیات علمی موسسه پژوهشی حكمت و فلسفه ایران بود كه به ذكر دو گزاره پرداخت. وی گفت: گزاره اول اینكه بر اساس آمار نیم‌قرن اخیر اسلام مقام اول را در گروندگان جدید دینی در تمام قاره‌ها و كشورها داراست و در این زمینه زنان بیش از مردان هستند. گزاره دو این است كه یكی از مهم‌ترین زمینه‌های چالش‌برانگیز اسلام مسئله زن است.

كدیور در ادامه گفت: یكی از تفاوت‌های غیرقابل انكار بین انسان‌ها تفاوت جنسی است كه مایه بقای نوع آدمی است اما این سوال مطرح است كه آیا این تفاوت باعث تفاوت در حقوق انسانی در دنیا و پایگاه اخروی انسان می‌شود یا نه؟ دو پاسخ به این سوال از سوی ادیان داده شده؛ اول اینكه اجرای عدالت را در گرو به‌رسمیت‌شناختن دو صنف متفاوت از حقوق دانسته است و دیدگاه دوم بر این باور است كه اختلاف جنسی هیچ نقشی در انسانیت انسان و حقوق بشر ندارد و جز در بخش اندكی از احكام كه تبعیض مثبت در زنان را- از جمله تساوی حقوقی كامل بین زن و مردـ برقرار كرده است، هر نوع تبعیض خلاف اصل است.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط «عوده زاده و هاشمي» در دوشنبه دهم تیر 1387 ساعت 19:3 | لینک ثابت |

آغاز سيزدهمين همايش بين‌المللی فلسفه اسلامی در مصر

 

گروه بين‌الملل: سيزدهمين همايش بين‌المللی فلسفه اسلامی از ديروز دهم ارديبهشت‌ با مشاركت شماری از فيلسوفان و انديشمندان جهان اسلام در دانشكده «دارالعلوم» دانشگاه قاهره آغاز به كار كرد.

به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) به نقل از روزنامه مصری «الأخبار»، بررسی سنت‌ها، قوانين، احكام و دستوارت الهی و تأثير آن در نهضت و بيداری ملت‌ها هدف اصلی برپايی اين همايش عنوان شده‌است.

«محمود حمدی زقزوق»، وزير اوقاف و امور اسلامی مصر با ارايه سخنانی در اين همايش، به بيان سنت‌ها و قوانين الهی حاكم بر هستی پرداخت و اعلام‌كرد: كشف قوانين و سنت‌های الهی و آشنايی با آموزه‌های قرآنی، علم به تمام ابعاد هستی است.

سيزدهمين همايش بين‌المللی فلسفه اسلامی كه به رياست «محمد الطويل»، رييس دانشكده دارالعلوم دانشگاه قاهره و با نظارت «علی عبدالرحمن»، رييس دانشگاه قاهره برگزارشد، امروز يازدهم ارديبهشت‌ به كار خود پايان می‌دهد.

نوشته شده توسط «عوده زاده و هاشمي» در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387 ساعت 12:23 | لینک ثابت |

فلسفه در سالی که گذشت..

 

 

فلسفه در سالی که گذشت، با برگزاری بزرگداشت‌ها و همایش‌ها و همچنین انتشار کتاب‌هایی در این زمینه همراه بود.

به گزارش خبرنگار بخش حکمت و فلسفه‌ی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)‌، ‌یکی از وقایع امسال در زمینه‌ی فلسفه، مرگ ریچارد روتی - فیلسوف پراگماتیست آمریکایی - در هجدهم خرداد بود. او به شدت به جزمیت و اصول‌گرایی فلسفی می‌تاخت و معتقد بود به جای نظریه‌پردازی در زمینه‌ی دموکراسی، در عمل دموکرات باشیم. رورتی که در تابستان 83 به ایران آمده بود، مانند دریدا ذهنی داشت که گستره‌ی وسیعی از فلسفه تا ادبیات و تاریخ اندیشه را دربر می‌گرفت. البته او برخلاف دریدا به شیوه‌ای قابل فهم و بی‌تکلف می‌نوشت.

از همایش‌ها و بزرگداشت‌های مهم امسال هم به همایش «ابن خلدون و دنیای معاصر» در دانشکده‌ی علوم اجتماعی دانشگاه تهران و «اشراق در اندیشه‌ی مطهر» در مشهد که اردیبهشت‌ماه برگزار شدند، می‌توان اشاره کرد.

در این ماه همچنین از تندیس غلامحسین ابراهیمی دینانی - استاد فلسفه‌ی دانشگاه تهران - ساخته‌ی لیلا صابری پرده‌برداری شد.

دهمین همایش «بزرگداشت ملاصدرا» نیز به مناسبت اول خردادماه، روز بزرگداشت ملاصدرا، از سوی بنیاد حکمت اسلامی صدرا برگزار شد. در این مراسم، آیت‌الله سیدمحمد خامنه‌ای، رضا داوری اردکانی، غلامرضا اعوانی، حمیدرضا ‌آیت‌اللهی، غلامحسین ابراهیمی دینانی، کریم مجتهدی و مصطفی محقق داماد حضور داشتند.

از سوی دیگر، در این ماه به مناسبت سیزدهمین سالروز درگذشت احمد فردید، مراسم بزرگداشتی برای او در خانه‌ی فلسفه‌ی تهران برپا شد.

تیرماه نیز مراسم نکوداشت غلامرضا اعوانی و بزرگداشت لویی ماسینیون - اسلام‌شناس فرانسوی - برگزار شد.

در آبان‌ماه و به مناسبت روز جهانی فلسفه، از محسن جهانگیری - استاد دانشگاه تهران - تقدیر شد.

آذرماه نیز دو بزرگداشت برای شیخ مفید و شیخ جعفر مجتهدی برگزار شدند و اسفندماه با برگزاری مراسم روز بزرگداشت خواجه نصیرالدین توسی در انجمن آثار و مفاخر فرهنگی همراه بود.

همچنین در حوزه‌ی نشر از کتاب‌های «خواجه‌ نصیرالدین طوسی؛ فیلسوف گفت‌وگو» از غلامحسین ابراهیم دینانی، «هنر از دیدگاه ژیل دلوز» اثر ژان خالفا با ترجمه‌ی داوود طبایی، «حکمت متعالیه و تفکر فلسفی معاصر»‌ از رضا اکبریان، «دیالکتیک انضمامی‌بینی از کارل کوسیک» با ترجمه‌ی محمود عبادیان، «شهریار جدید» از آنتونیو گرامشی با ترجمه‌ی عطا نوریان، «آشنایی با فلسفه‌ی هنر» ترجمه و تألیف حسن بلخاری، «سکوت و معنا» از سروش دباغ، «هستی و زمان» از هایدگر با دو ترجمه از محمود نوالی و سیاوش جمادی و «فرهنگنامه‌ی تاریخی مفاهیم فلسفه» از یوآخیم ریترر با سرویراستاری محمدرضا بهشتی می‌توان نام برد.

از سوی دیگر، کتاب‌های «فلسفه‌ی اخلاق در تفکر غرب از دیگاه السدیر مک‌اینتایر» تألیف حمید شهریاری، «زمینه و زمانه‌ی پدیدارشناسی» (جستاری در زندگی و اندیشه‌ی هوسرل و هایدگر) تألیف سیاوش جمادی، «زیبایی‌شناسی و ذهنیت از کانت تا نیچه» ترجمه‌ی فریبرز مجیدی، «رسائل الشجره الهیه فی علوم الحقایق الربانیه» با تصحیح و مقدمه‌ی نجفقلی حبیبی و «‌صهبای خرد» (درباره‌ی خیام نیشابوری) با ترجمه‌ی مجدالدین کیوانی به عنوان کتاب سال فلسفه برگزیده شدند

 

نوشته شده توسط «عوده زاده و هاشمي» در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387 ساعت 12:51 | لینک ثابت |

الگوی ناب نوآوری

 

به‌ مناسبت 19فروردین سالروز شهادت آیت‌الله سید محمدباقر صدر...محمدعلی قدس‌پور


  

 

"یکی از مباحث نو و ابتکاری‌ای که آن فقیه مبرّز ضمن مسائل اصولی خود طی سال‌ها بحث و اقتراح طرح و تدوین نمود، مشکل "استقرا ناقص" بود. صدر در تحقیقات خود توانست از راه حساب احتمالات، استقراء را به عنوان یک حجت معتبر در حوزه علوم تجربی و در مباحث کلامی ـ از جمله در برهان نظم و اثبات مبداء ـ اثبات کند. بررسی و تحقیق ابتکاری این مرجع علمی، راهی نوین برای کشف پایه و اساس منطقی و مشترک در علوم طبیعی و ایمان به خداوند محسوب می‌گردد.

شهید در کتابی که "اسس المنطقیة للاستقراء" نامیده است، طی دو گام ادعایی را از تئوری به نظریه ارتقاء می‌دهد. در گام اول مبانی استقراء در علم منطق (به قرائت شرق و غرب) را کاملا محکم کرده و با بنا گذاردن ساختمانی نو بر روی هرم معرفتی بشری، منطقی جدید را پایه‌گذاری می‌نماید. مشکل اساسی استقراء از آن جا ناشی می‌شود که در استقراء طفره یا پرش از خاص به عام وجود دارد که باید برای آن دلیلی متقن پیدا کرد. پیش از این ارسطو با پیشنهاد یک کبرای اولیه و قبلی عقلی که آن را مستقل از حس و تجربه می‌داند، استقراء را تبدیل به استنباط و قیاس نموده و مشکل را حل نموده بود. اما شهید صدر با زیر سوال بردن محتوا و اولیه بودن این اصل، روش عقلی فلسفه ارسطویی را با بن بست خاصی مواجه نموده است. آن‌گاه با نقد جدی دیدگاه مکتب تجربی پیرامون استقراء، ناتوانی این مکتب و به خصوص "دیوید هیوم" را در حل اشکال استقراء ثابت نموده است. سپس با ارایه یک راهکار دو مرحله‌ای به حل این اشکال مهم پرداخته است. در مرحله اول یعنی مرحله استنباطی دلیل استقرائی ، هر شاهدی که در آزمایش در راستای تعمیم نمودار می‌شود، با استفاده از نظریه‌ی احتمال، درست بودن تعمیم را افزایش می‌دهد و هرچه شواهد بیشتری ارایه شود، تعمیم به یقین نزدیک‌تر می‌گردد ولی به یقین نمی رسد. نکته شایان ذکر دقت و توجه شهید صدر در نظریه "احتمال" و تعریف آن و نیز اشکالات منطقی دو تعریف شایع پیرامون احتمال و ارایه‌ی تعریفی جدید بر اساس علم اجمالی است که به راحتی می‌توان این مرحله را فراگفت.

 

در مرحله دوم دلیل استقرائی که احتمال تعمیم در مرحله بل به بالاترین درجه خود رسیده با توجه به بعد شخصیتی انسان و ساختار فکر و عقل او، این احتمال طبق شرایطی خاص به یقین موضوعی ـ نه ذاتی و منطقی ـ تبدیل می‌شود. تقسیم یقین به سه نوع یقین منطقی، ذاتی و موضوعی نیز از ابتکارت شهید صدر در این کتاب است که بسیار مورد توجه اندیشمندان قرار گرفته است.

 

آن گاه در گام دوم و پس از اینکه مولف، مبانی منطقی استقراء را در گام اول محکم نمود، در بخش بعدی به معارف بشری پرداخته و تمام معارف اعم از یقینیات (اولیات، تجربیات، حدسیات، حسیات، فطریات و متواترات) و غیر یقینیات را استقرائی می‌داند. نتیجه بسیار مهمی که شهید از تمام مباحث این کتاب می‌گیرد، اثبات مبنای مشترک منطقی میان علوم تجربی و ایمان به خدا از طریق اثبات استقرایی صانعی حکیم  برای این جهان است. یعنی فلاسفه نمی‌توانند از طرفی مبنای منطقی استقراء را بپذیرند و برای آن ارزش قایل باشند، اما به همین مبانی در اثبات صانع حکیم برای جهان وقعی نگذارند.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط «عوده زاده و هاشمي» در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387 ساعت 12:44 | لینک ثابت |
دينانی: فلسفه بدون گفت‌و‌گو امكان‌پذير نيست

گروه انديشه: اساسا فلسفه بدون گفت‌و‌گو نمی‌شود؛ اما به طور عينی اگر بخواهيم مثالی بزنيم، می‌توانيم به خواجه نصيرالدين طوسی اشاره كنيم زيرا خواجه، فيلسوف گفت‌و‌گو بوده است.

به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا) و به نقل از پايگاه اطلاع‌رسانی مؤسسه پژوهشی حكمت و فلسفه ايران، دكتر «غلامحسين ابراهيمی‌دينانی»، عضو هيئت علمی دانشگاه تهران در سخنرانی خود در برنامه راديويی «سوفيا» ضمن بيان مطلب فوق تصريح كرد: حقيقت در گفت‌و‌گو ظاهر می‌شود؛ اگر گفت‌و‌گو نبود حقيقت ظاهر نمی‌شد؛ اول كلمه بود، سپس حقيقت در پرتو كلام ظاهر شد، چون انديشيدن خود گونه‌ای گفت‌وگوست. خواجه فيلسوف گفت‌و‌گو بوده است و با همه انديشمندان زمانه خودش، تا جايی كه دسترسی داشته، از فيلسوف، رياضيدان، عارف، منجم، متكلم و ... به شكل‌های متفاوت، از مكاتبه تا گفت‌و‌گوی حضوری، گفت‌و‌گو كرده است.

دكتر دينانی، در پاسخ به اين پرسش كه شما برای گفت‌و‌گو چه تعريفی قائل هستيد؟، گفت: گفت‌و‌گو به معنای متعارف همان محاوره مردم در كوچه و بازار كه با هم صحبت می‌كنند و ناشی از يك تفاهم است و اساسا گفت‌و‌‌گو برای تفاهم است، حالا تفاهم چه در امور زندگی چه عقلی، تفاهم هم قائم به گفت‌و‌گو است و تا اينجای امر بديهی است و همه افراد با هم گفت‌و‌گو می‌كنند.

وی افزود: اما با دقت در مسئله در می‌يابيم كه ‌گفت‌و‌گو، گفت‌و‌شنود هم هست و هر گفتنی شنونده می‌خواهد و هر شنونده‌ای گوينده می‌خواهد و شنونده هم گاهی می‌خواهد بگويد. با دقت بيشتر در می‌يابيم كه ذات سخن دو طرف دارد و در آن نوعی زوجيت هست، تا جايی كه اگر شنونده‌ای روبروی شما قرار نگرفته باشد و حتی وقتی در خلوتی كه كسی نيست، می‌انديشيد، در واقع مشغول به گفت‌و‌گو هستيد، البته به اين می‌گويند مونولوگ؛ اما وقتی سخن را تحليل كنيم، در می‌يابيم كه هر مونولوگی گونه‌ای ديالوگ است.

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط «عوده زاده و هاشمي» در جمعه سی ام آذر 1386 ساعت 13:23 | لینک ثابت |

 

قرآن و عرفان و برهان از هم جدايي ندارند

Ú˜ÓåÇی ãäÊÎÈ ÇÒ ÍÖÑÊ ÚáÇãå ÍÓä ÒÇÏå Âãáی

برخي بر اين گمانند كه بين قرآن و برهان و عرفان جدايي است و اگر كسي قرآن را به عنوان مقتدي و امام خويش برگزيد، بايد به برهان و عرفان بي اعتنا باشد. يا اگر كسي برهان را به عنوان مرجع و حاكم انتخاب نمود، بايد از قرآن و عرفان دست بكشد، و يا اگر كسي به سوي عرفان ميل كرد، بايد از قرآن و برهان روي بگرداند. حال اگر از همين افراد پرسيده شود آيا ممكن است قرآن كريم حاوي مطلبي مخالف با عقل بوده باشد؟ يا پرسيده شود آيا ممكن است اين امر را انكار كرد كه قرآن خود براساس كشف تام محمدي (ص) به دست ما رسيده است؟ در هر دو مورد جواب مي دهند: نه، يعني همه معترفند كه قرآن در هيچ مورد حكمي بر خلاف حكم عقل ندارد و همه معتقدند كه قرآن كشفنامه حضرت ختمي مرتبت (ص) است، ولي با اين همه يك نوع تعصب خاص يا كج فهمي خاص و يا عناد خاص آنها را وا مي دارد كه به تعبيرات مختلف و بهانه هاي گوناگون و شيوه هاي جورا جور دم از تفكيك بزنند و اين سه محور اساسي شناخت را كه ظاهرا سه محورند ولي به لحاظ واقع معاضد هم و پشتيبان يكديگرند، معارض با هم و معاند با يكديگر معرفي كنند.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط «عوده زاده و هاشمي» در جمعه سی ام آذر 1386 ساعت 11:56 | لینک ثابت |

چرا برخي از قدما از شواهد عقلي و ادله علمي در تفسير قرآن اجتناب مي‌كردند؟

البته شواهد عقلي و ادلّه علمي و آنچه بشر از راه عقل نه وهم و خيال و قياس و گمان تحصيل مي‌كند، يكي از منابع تفسير قرآن است، نه همه آن. بنابراين، بررسي همه معارف قرآني از يك سو و تأمّل در همه احاديث و سِيَر و اسباب نزول وابسته از سوي ديگر هم لازم است. از اين رو معناي بعضي از نصوصِ ناهي از تفسير به رأي روشن خواهد شد.

مثلا ً، آنچه از حضرت امام صادق (عليه‌السلام) رسيده است كه: "ليس شىء أبْعَد من عقول الرجال منه [القرآن] إنّ الآية لتنزل أوّلها فى شىء وأوسطها فى شىء وآخرها فى شىء وهو كلام متصل ينصرف علي وجوه"(1)، راجع به تحذير از استقلال‌خواهي در فهم قرآن و يا از اكتناه‌طلبي آن است؛ بدين معنا كه، هيچ مفسري مجاز نيست به صرف براهين عقلي و شواهد علمي، آيه قرآن را معنا كند و از شواهد نقلي اعم از قرآني و روايي و تاريخي غفلت كند و يا اين كه با جمع‌بندي ادله عقلي و نقلي دعوي اكتناه كند و بگويد: رأي من موافق عُمق پيام قرآن است. غرض آن كه، چنين نصوصي هرگز در صدد منع از اصل تفسير عالمانه يا در جهت منع حجيّت ظواهر قرآن نيست.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط «عوده زاده و هاشمي» در جمعه سی ام آذر 1386 ساعت 11:48 | لینک ثابت |

دلالت معجزات بر اثبات وجود خدا

استاد "عبدالحسین خسروپناه"

چكیده

متفکران ادیان گوناگون دربارۀ اثبات‌پذیری وجود خدا، دیدگاه‌های مختلفی دارند؛ دسته‌ای، افزون  بر امکان اثبات‌پذیری حق تعالی، براهین گوناگونی برای مدلّل ساختن مدعای خود اقامه کرده‌اند. برهان مبتنی بر خوارق عادت، یکی از براهینی است که غربیان برای اثبات خدا به‌کار برده‌اند. البته ملا محمد مهدی نراقی نیز در انیس‌الموحدین به این برهان تمسک می‌کند. این مقاله، ضمن بیان دو تقریر مرحوم نراقی، تقریر جان هاسپرز، جان هیک و استاد جوادی آملی، در ادامه به پاره‌ای از اشکالات منتقدان و پاسخ آن‌ها نیز پرداخته است.

واژگان كلیدی: برهان معجزه، براهین اثبات خدا.

 

درآمد سخن

خداشناسی، یکی از قدیم‌ترین مسائل فکری بشر به‌شمار می‌آید؛ مسئله‌ای که انسان همواره با آن زندگی ‌کرده و کوشیده استدرباره آن براهین گوناگونی با تقریرهای مختلف اقامه کند. منطقِ بحث اقتضا می‌کند پیش از ورود به طرح براهین اثبات وجود خدا، چهار بحث مقدماتی تحلیل گردد: اول، دیدگاه‌های مربوط به امکان و انکار شناخت خدا؛ عده‌ای از‌اندیشمندان بر امکان شناخت ‌معتقدند و دسته‌ای دیگر بر انکار شناخت حق تعالی نظر دارند. شکاکان، نسبی‌گرایان و ماده‌گرایان را می‌توان جزو منکران شناخت خداوند سبحان دانست و واقع‌گرایان را نیز در دسته مُثبِتان جای داد. البته عده‌ای از عارفان نیز شناخت ذات خدا را به دلیل نامحدود بودن حق تعالی و محدود بودن انسان، محال دانسته‌اند، ولی هم اینان دانستن صفات الهی را ممکن می‌شمارند. باید گفت اگر این گروه به عینیت ذات با صفات توجه می‌یافتند، به دیدگاه تمایزی میان ذات و صفات روی نمی‌آوردند و به‌جای عدم امکان شناخت ذات به عدم امکان شناخت كنه ذات و صفات، حکم می‌دادند.

دوّم. دیدگاه‌های مربوط به امکان اثبات‌پذیری خدا؛ برخی وجود خدا را اثبات شدنی و دسته‌ای اثبات نشده و گروهی دیگر اثبات ناشدنی می‌دانند. دسته اول، با بهره‌گیری از راه‌های عقلی، وحیانی و وجدانی، براهین گوناگونی برای اثبات وجود خدا اقامه می‌کنند و طایفه دوم، تلاش می‌کنند تمام آن براهین را نقد کنند و گروه سوم نیز تمام همّت خود را مصروف می‌کنند تا یک برهان بر نفی خدا یا مُحال بودن وجود خدا ارائه دهند.

سوم. مطلوبیت و عدم مطلوبیت اثبات وجود خدا؛ عده‌ای به کارکردها و ثمرات براهین اثبات خدا، مانند ایجاد اطمینان و یقین عقلی، آرامش روانی، تأمین مبانی دین و پایگاه اخلاق و فقه اشاره دارنده و دسته‌ای نیز به آسیب‌های براهین عقلی اثبات خدا می‌پردازند.

بحث چهارم. به تبیین مفهوم خدا؛ زیرا پیش از تصدیق و ارائه براهین اثبات خدا، باید یک تصویر صحیحی از خدا داشت تا معلوم گردد که آیا قرار است خدای یونانیان اثبات شود یا خدای مسیحیان و یهودیان منحرف و یا خدای اسلام؟


ادامه مطلب
نوشته شده توسط «عوده زاده و هاشمي» در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386 ساعت 12:1 | لینک ثابت |
با تقويم روز:
تفسير «كشاف زمخشری» بر وفق كلام معتزلی نگاشته‌شده‌است

گروه انديشه: تفسير «الكشاف» «جارالله زمخشری»، بر وفق كلام معتزلی نگاشته‌شده‌است و از نظر نكات ادبی، در ميان همه تفاسير ممتاز بوده است.

به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا)، 890 سال پيش، نهم ذيحجه سال 538 هجری قمری، «ابوالقاسم محمود زمخشری» بدرود حيات گفت. اين اديب فقيه سال‌های بسياری در مكه اقامت داشت و از اين رو به «جارالله» يا همسايه خدا ملقب و مشهور شد.

زمخشری در ادب، لغت عرب، فقه، حديث و تفسير استاد بود و آثاری چون تفسير «الكشاف عن حقايق غوامض التنزيل» و «اساس‌البلاغه» را از خود به يادگار گذاشت.

زمخشری در سال‏ 467 هجری قمری متولد شد. با اين‌كه از بلاد شمالی ايران و سرزمين‌های سردسير بود، سال‌ها در مكه معظمه مجاور شد و گرمای طاقت‌فرسای‏ هوای آن‌جا را تحمل كرد، زيرا معتقد بود مجاورت بيت‏الله آثار معنوی‏ فراوانی دارد.

زمخشری در يكی از مسافرت‌های علمی زمستانی خود در خوارزم، يك پای خود را از دست داد. پس از اين واقعه از پای چوبی كمك می‏گرفت و با همان حال‏ مسافرت‌های طولانی كرد و چند سال مجاور بيت‏الله بود.

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط «عوده زاده و هاشمي» در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386 ساعت 11:46 | لینک ثابت |

تفسير و هرمنوتيك ملاصدرا

مباحث مربوط به تفسير كتاب آسماني در جوامع مسلمان از آغاز نزول آن معمول گرديد و روشهاي گوناگوني در تفسير بوجود آمد. ملاصدرا روش و اصولي را در تفسير در پيش گرفت كه ميتوان گفت در ميان شيعه باطني (باطنيان) كم و بيش شناخته شده بود.

همانطور كه قبلاً ديديم وي به جهانهاي سه گانه و عمودي جهان حسي، خيالي يا مثال و بالاخره جهان عقل معتقد است. براساس يك نظريه عرفاني، «وحي» يا كلام الهي مستقيم به عالم ماده نازل نمي شود بلكه معناي «نزول»، طي پله به پله مراحل عقلي، مثالي، مادي و يا حسي است و نفس پيامبر بايد نخست از دو مرحله ماده و مثال بگذرد تا در مرحله عقول بتواند وحي را دريافت و كلام خدا را بشنود و «فهم» كند، اين كلام سپس به زبان قابل فهم مردم درآمده و به عالم ماده نازل مي شود.

ملاصدرا معتقد است كه براي درك مفاهيم قرآني بايستي از الفاظ آن عبور كرد و به مفاهيم پس پرده آن در عوالم مافوق رسيد كه اصطلاحاً به آن «تأويل» ميگويد. اين كلمه در زبان عربي بمعناي «رساندن به اصل» است يعني بايد بدون ترك معاني ظاهري قرآن، به عمق آن معاني رسيد. رسيدن به عمق عقلي معاني قرآن بايد با استمداد از حواس باطني باشد و بدون مكاشفه ممكن نيست.

*    *    *


ادامه مطلب
نوشته شده توسط «عوده زاده و هاشمي» در جمعه بیست و سوم آذر 1386 ساعت 16:52 | لینک ثابت |

معنا و مفهوم‌ فلسفه‌ در اسلام‌ (روايت‌ سيدحسين‌ نصر)

تلاش‌ هميشگي‌
31-1- صاحب‌نظران‌ مسلمان‌ در مكاتب‌ فكري‌ مختلف‌، طي‌ قرنها تلاش‌ كرده‌اند تا معناي‌ «حكمت‌» و «فلسفه‌» را در پرتو قرآن‌ و حديث‌، كه‌ لفظ‌ «حكمت‌» در هر دوي‌ آنها آمده‌، تعريف‌ كنند. اصطلاح‌ «فلسفه‌» از طريق‌ ترجمه‌هاي‌ يوناني‌ قرنهاي‌ دوم‌/هشتم‌ و سوم‌/نهم‌ به‌ زبان‌ عربي‌ وارد شد. از سويي‌، در تمدن‌ اسلامي‌، فلسفه‌ را بدان‌ معنا كه‌ در زبان‌ انگليسي‌ مصطلح‌ است‌، نه‌ فقط‌ مي‌بايد در مكاتب‌ مختلف‌ فلسفه‌ي‌ اسلامي‌ كه‌ علاوه‌ي‌ بر آن‌ در ذيل‌ ديگر عناوين‌، به‌ ويژه‌ مباحث‌ كلام‌، معرفت‌، اصول‌ فقه‌، علوم‌ اوائل‌ نيز جستجو كرد و اين‌ جدا از موضوعاتي‌ نظير صرف‌ و نحو و تاريخ‌ است‌ كه‌ منشأ توسعه‌ي‌ شعب‌ خاصي‌ از فلسفه‌ گرديده‌ است‌. از سوي‌ ديگر، در هر مكتب‌ فكري‌ سعي‌ بر آن‌ بوده‌ تا مقصود از «حكمت‌» يا «فلسفه‌» بر حسب‌ ديدگاه‌ خاص‌ آن‌ مكتب‌ تعريف‌ شود و اين‌ امر پيوسته‌ در كانون‌ توجه‌ مكاتب‌ گوناگون‌ فكري‌ و خصوصاً مكاتب‌ فلسفه‌ي‌ اسلامي‌ قرار داشته‌ است‌. 

مناقشه‌ هميشگي‌
31-2- در تاريخ‌ اسلام‌، اصطلاحات‌ به‌ كار رفته‌ براي‌ فلسفه‌ي‌ اسلامي‌ و نيز مناقشات‌ فيمابين‌ فيلسوفان‌ و متكلمان‌ و احياناً متصوفه‌ بر سر معناي‌ اين‌ اصطلاحات‌ از يك‌ دوره‌ به‌ دوره‌ي‌ بعد نه‌ به‌ طور كامل‌ بلكه‌ تا حدودي‌ در تغيير بوده‌ است‌. در حالي‌ كه‌ «حكمت‌» و «فلسفه‌» همچنان‌ مصطلح‌ بود، اصطلاحاتي‌ از قبيل‌ «حكمت‌ الهي‌»، و «حكمت‌ متالعيه‌» معنايي‌ تازه‌ پيدا كرد و در قرون‌ متأخّر تاريخ‌ اسلام‌ و خصوصاً در مكتب‌ فلسفي‌ ملاصدرا رواج‌ يافت‌. بيشترين‌ مناقشه‌ بر سر لفظ‌ «حكمت‌» در مي‌گرفت‌ كه‌ هم‌ متصوّفه‌ و هم‌ متكلمان‌ و هم‌ فيلسوفان‌ آن‌ را از آن‌ خود مي‌دانستند و جملگي‌ به‌ احاديثي‌ نظير «عليك‌ بالحكمة‌، فإنّ الخير في‌ الحكمة‌» تمسك‌ مي‌جستند. صوفياني‌ مانند «ترمذي‌» را «حكيم‌» مي‌ناميدند و ابن‌ عربي‌ حقيقت‌ ظاهر شده‌ در هر يك‌ از مظاهر «كلمه‌» را، چنان‌ كه‌ در عنوان‌ اثر معروف‌ وي‌ يعني‌ «فصوص‌ الحكم‌» نيز مشهود است‌، «حكمت‌» مي‌خواند، حال‌ آنكه‌ متكلمان‌ بسياري‌ نظير فخر رازي‌ معتقد بودند كه‌ اين‌ كلام‌ است‌ كه‌ «حكمت‌» است‌، نه‌ «فلسفه‌»، و ابن‌ خلدون‌ نير آنجا كه‌ كلام‌ متأخرين‌ را فلسفه‌ يا «حكمت‌» مي‌نامد همين‌ رأي‌ را تأييد مي‌كند. 

پاره‌اي‌ تعريف‌ مشهور
31-3- بحث‌ ما در اينجا عمدتاً معطوف‌ به‌ تصوري‌ است‌ كه‌ فلاسفه‌ي‌ اسلامي‌ از تعريف‌ و معناي‌ فلسفه‌ و اصطلاحات‌ «حكمت‌» و «فلسفه‌» داشته‌اند. بديهي‌ است‌ اين‌ تصور آنچه‌ را كه‌ يونانيان‌ از اصطلاح‌ «فيِلوسوفيا»درك‌ مي‌كردند و نيز بسياري‌ از تعاريف‌ مأخوذ از منابع‌ يوناني‌ را كه‌ صرفاً با اندكي‌ جرح‌ و تعديل‌ به‌ زبان‌ عربي‌ راه‌ يافته‌ بود در برمي‌گرفت‌. ذيلاً به‌ بعضي‌ از تعاريف‌ برگرفته‌ از منابع‌ يوناني‌ كه‌ نزد فلاسفه‌ي‌ اسلامي‌ رواج‌ داشته‌ اشاره‌ مي‌كنيم‌: 

1- فلسفه‌ عبارت‌ است‌ از علم‌ به‌ اشياء موجود از آن‌ حيث‌ كه‌ موجودند.
2- فلسفه‌ عبارت‌ از علم‌ به‌ امور الهي‌ و انساني‌ است‌.
3- فلسفه‌ پناه‌ بردن‌ به‌ مرگ‌ و به‌ عبارت‌ ديگر دوست‌ داشتن‌ مرگ‌ است‌.
4- فلسفه‌ خداگونه‌شدن‌ است‌ در حدّ طاقت‌ و توان‌ آدمي‌.
5- فلسفه‌ صناعة‌ الصناعات‌ و علم‌ العلوم‌ است‌.
6- فلسفه‌ عشق‌ و اشتياق‌ به‌ حكمت‌ است‌.
فيلسوفان‌ مسلمان‌ بر سر اين‌ تعاريف‌ كه‌ از مآخذ قديم‌ به‌ ايشان‌ به‌ ميراث‌ رسيده‌ بود. تأمل‌ كردند و ضمن‌ اعتقاد به‌ اينكه‌ «حكمت‌» اصل‌ و منشأ الهي‌ دارد «فلسفه‌» را با حكمت‌ يكي‌ دانستند. ابويوسف‌ يعقوب‌ بن‌ اسحاق‌ كندي‌ كه‌ نخستين‌ فيلسوف‌ مسلمان‌ است‌ كه‌ در كتاب‌ الكندي‌ الي‌ المعتصم‌ باللّه‌ في‌ الفلسفة‌ الأولي‌ خود مي‌نويسد: «در ميان‌ فنون‌ آدمي‌ فن‌ فلسفه‌ از همه‌ والاتر و شريف‌تر است‌ و تعريف‌ آن‌ عبارت‌ است‌ از علم‌ به‌ حقايق‌ اشياء به‌ اندازه‌ توانايي‌ آدمي‌، زيرا غرض‌ فيلسوف‌ در علمش‌ رسيدن‌ به‌ حق‌ و در عملش‌ عمل‌ كردن‌ به‌ حق‌ است‌ ». 



ادامه مطلب
نوشته شده توسط «عوده زاده و هاشمي» در جمعه بیست و سوم آذر 1386 ساعت 16:36 | لینک ثابت |
دربارة پژوهش در قرآن....مصطفی ملکیان

1. اگر معتقديم‌ كه ‌قرآن ‌كتابي‌ است‌ كه ‌براي ‌همه‌ انسان‌ها، در هر زمان، مكان، و وضع‌ و حال، سخني ‌براي ‌گفتن‌ دارد، بايد اين ‌كتاب ‌را چنان ‌قرائت‌كنيم‌ كه ‌منشأ الهام ‌عقلانيت و معنويت باشد، چرا كه ‌ژرفكاوانه‌ترين ‌نگرش‌به‌ وضع ‌و حال‌ انسان ‌امروز نشاندهنده ‌اين ‌امر است‌ كه ‌عميق‌ترين ‌و جدي‌ترين ‌نياز انسان‌ امروز جمع‌ عقلانيت و معنويت است، به‌طوري‌ كه ‌هر نياز ديگري ‌را مي‌توان ‌مصداقي‌ از مصاديق ‌اين ‌نياز دانست.

انسان‌امروز، بيش‌ از هر مقطع‌ تاريخي ‌ديگري، صاحب‌ و مالك‌ اسباب‌ و وسايل ‌دخل‌ و تصرف‌ در جهان ‌پيرامون ‌خود، اعم‌ از جهان ‌طبيعي ‌و جهان ‌انساني، است، و اين ‌معلول ‌رشد علوم‌ تجربي ‌و فناوري ‌و صنعت ‌ناشي‌ از آن ‌رشد است. چنين ‌انساني‌ اگر از لحاظ معنوي‌ هرچه‌ غني‌تر نشود بيم‌ آن‌ مي‌رود كه‌ از اين ‌اسباب ‌و وسايل‌ در جهت‌ به ‌تباهي ‌كشاندن ‌جهان‌ طبيعي‌ و جهان ‌انساني‌ گرداگرد خود سود جويد. از اينجاست‌ كه ‌امروزه، بيش ‌از هر زمان‌ ديگري، به ‌معنويت نياز هست. اما، از سوي ‌ديگر، انسان‌نوين(modern )‌به‌ ذهنيت ‌و نگرش‌عقلاني‌ خوگر شده ‌است، و نفي ‌عقلانيت، گذشته ‌از اين ‌كه ‌حق ‌و مطلوب ‌نيست، ممكن‌ هم‌ نيست.

عقلانيت ميراث‌گرانقدري‌ است ‌كه ‌با مرارت ‌و محنت‌ عظيمي، ذره ‌ذره، گرد آمده‌ است‌ و، بنابراين، نبايد آن ‌را، براي ‌به ‌دست‌ آوردن ‌روايت‌هايي ‌از معنويت، از كف‌ داد. از اين‌رو، مبرم‌ترين ‌نياز امروز ما به‌ تحصيل ‌روايتي ‌از معنويت است‌ كه ‌با عقلانيت نيز سر ستيز نداشته‌باشد.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط «عوده زاده و هاشمي» در جمعه بیست و سوم آذر 1386 ساعت 16:18 | لینک ثابت |
ملکیان از رويكرد فمنيستي در تفسير قرآن سخن می گوید

به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا)، استاد مصطفی ملكيان، نويسنده و محقق حوزه‌ی فلسفه و كلام، در مصاحبه اختصاصی با ايكنا، با بيان مطلب فوق گفت: به نظر من از اصطلاح «رويكرد فمنيستی در تفسير قرآن» چند معنای مختلف ممكن است مراد شود، كه بايد اين‌ها از هم تفكيك شوند؛ يكی اين‌كه مراد از رويكرد فمينيستی به قرآن و تفسير قرآن به معنای بررسی جايگاه زن در اين كتاب مقدس است؛ در اين‌جا رويكرد فمينيستی به معنای رويكرد به قرآن براساس مسئله‌ی زن است. اين‌كه قرآن، واقعيت جسمانی، ذهنی، و روانی او را چگونه تصوير می‌كند، چه تصويری از ارتباطات زن با عالم طبيعت، با انسان‌های ديگر، با خودش و با خدا در اين كتاب از او ارائه شده است. بر اساس اين رويكرد بايد مجموعه‌ی سخنانی كه قرآن تصريحا و تلويحا درباره‌ی زنان گفته استخراج كنيم.

از يك نگاه «رويكرد فمنيستی در تفسير قرآن» يعنی، بررسی جايگاه زن در اين كتاب مقدس.

نويسنده‌ی كتاب «راهی به رهايی» با اشاره به معنای دوم «رويكرد فمنيستی در تفسير قرآن»، گفت: در معنای دوم، رويكرد فمينيستی در تفسير قرآن يعنی رويكرد مدعی (طالب) حقوق زنان. اين رويكرد را می‌توان رويكرد مقايسه‌ای هم ناميد. اين رويكرد به معنای رويكرد زنانه نيست، بلكه به معنای رويكرد طالب حقوق زنان است.

در اين رويكرد محقق بررسی می‌كند كه قرآن چه حقوقی برای زنان قائل است. آيا اين حقوق همان حقوقی است كه نگرش متجددانه برای زنان قائل‌اند يا اين‌كه قرآن، حقوق بيشتر يا كمتری برای زنان در نظر دارد.

در معنای سوم می‌خواهيم ببينيم قرآن در مواجه با تساوی زن و مرد چه موضعی داشته است. در اين رويكرد زنان و حقوق آن‌ها مد نظر نيست، آن‌چه اهميت دارد، تساوی حقوق زن و مرد است. در اين نگرش، به قرآن رجوع می‌كنيم و می‌بينيم قرآن در مقايسه‌ی مردان با زنان به عدالت و انصاف نظر دارد؟ آيا حقوق زنان كمتر و تكاليف آن‌ها بيشتر است يا بالعكس؟...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط «عوده زاده و هاشمي» در جمعه بیست و سوم آذر 1386 ساعت 16:14 | لینک ثابت |
‌دينانی در مراسم بزرگداشت «شيخ اشراق»: سهروردی از مسلط‌‌ترين فيلسوفان و متكلمان به قرآن است

گروه انديشه: بدون هيچ اغراقی می‌گويم كه كمتر فيلسوف و متكلمی در 14 قرن جهان اسلام به اندازه سهروردی به قرآن تسلط داشته است، او در جای‌جای آثارش به ظرايف قرآنی اشاره می‌كند.

به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا)، دكتر «غلام‌حسين ابراهيمی‌دينانی» بعدازظهر روز گذشته، 8 مردادماه 86 در مراسم بزرگداشت «شيخ اشراق» با بيان مطلب فوق گفت: «آثار سهروردی چون "حكمت‌الاشراق"، "مطارحات"، "مقاومات" و "تلويحات" علاوه بر آشكار كردن تسلط بالای سهروردی به فلسفه و حتی منطق مشاء، نشان‌گر تسلط شگفت وی به اسلام و معارف اسلامی است؛ به گونه‌ای كه سهروردی در عين حال كه يكی از تواناترين افراد در تسلط بر منطق ارسطويی است و در اين زمينه انديشه‌ها و حرف‌های جديد و تازه زيادی دارد، همچنين بدون هيچ اغراقی بايد بگويم كه هيچ فيلسوف و متكلمی در 14 قرن جهان اسلام نيست كه به اندازه سهروردی به قرآن تسلط داشته باشد. او در جای جای كتاب‌هايش به ظرايف قرآنی اشاره می‌كند و در وصيت‌نامه‌اش نيز می‌نويسد: "قرآن را به گونه‌ای بخوانيد كه انگار فقط برای تو نازل شده است و نه برای شخصی ديگر."»


ادامه مطلب
نوشته شده توسط «عوده زاده و هاشمي» در پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386 ساعت 17:46 | لینک ثابت |
دينانی: فلسفه در طول تاريخ ما، همواره مهجور بوده است

گروه انديشه: در تاريخ ما فلسفه وضع ناگواری داشته و همواره مهجور بوده است؛ اگر ابن‌سينا، ملاصدرا، فارابی، سهروردی و خواجه نصير را از فرهنگ اسلامی بگيريم چيزی جز «صحيح بخاری» باقی نمی‌ماند.

به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا)، دكتر «غلام‌حسين ابراهيمی‌دينانی»، عضو هيئت علمی دانشگاه تهران، عصر روز گذشته، 24 آبان‌ماه سال جاری در مراسم بزرگداشت مقام علمی دكتر «محسن جهانگيری» كه به مناسبت روز جهانی فلسفه و به همت مؤسسه پژوهشی حكمت و فلسفه ايران در محل اين انجمن برگزار شد، با بيان مطلب فوق گفت: اگر دكتر جهانگيری در قرن سوم هجری بود، با توجه به اين‌كه فلسفه خوانده بود و همچنان مثل كوه مؤمن و استوار بود و علمای مخالف فلسفه در قرن سوم می‌ديدند كه استاد جهانگيری فلسفه خوانده و بر ديانتش افزوده شده و مثل كوه در ديانتش استوار است، آن وقت به فلسفه بدبين نمی‌شدند و فلسفه رواج پيدا می‌كرد و وضع ما بهتر از اين می‌شد كه حالا هست.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط «عوده زاده و هاشمي» در پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386 ساعت 17:44 | لینک ثابت |